در آستانه تولد شاعر بزرگ و گرامی
زندگینامه سید علی صالحی
۱۳۳۴/۱/۱ -
تولد - روستای
مَرغاب، ايذه بختياری، خوزستان.
فرزند سوم
خانوادهای چهاردهنفره. پدر: کشاورز، شاعر و شاهنامهخوان. مادر: خانهدار
۱۳۴۰ -
شيوع بيماری
حصبه در ولايت، مرگومير کودکان، درگذشت برادر کوچکتر (عبدالله) بر اثر بيماری
حصبه
کوچ دائمی
خانواده به مسجد سليمان و نجات علی از بيماری حصبه.
۱۳۴۱ -
ورود به
دبستان سعدی در مسجد سليمان
۱۳۴۳ -
تاسيس
روزنامه ديواری "ناقوس" در دبستان (ماهانه) و درج اولين زمزمههای
کودکانه در همين روزنامه.
تصادف شديد
با اتومبيل، قطع ...
.
.
.
.
۱۳۸۰ -
انتخاب صالحی
از سوی مجمع عمومی به عنوان يکی از دبيران اصلی کانون نويسندگان ايران که تا هماکنون
(۱۳۸۲) اين
وظيفه را ادامه میدهد.
او بارها در
همين زمينه از سوی مراجع قضايی و دادگاهها احضار و مورد بازجويی قرار گرفته است.
۱۳۸۲ -
صالحی به
عنوان سردبير، يک شماره مجله "معيار ادبی" را منتشر کرد که متعاقبا
ممنوعالمصاحبه و از ادامه کار در مجله محروم میشود.
کارگاههای شعر
صالحی در سال
۱۳۷۵
اولين کارگاه شعر خود را در تهران تاسيس کرد که مورد استقبال دانشجويان و شاعران جوان قرار
گرفت. اما پس از سه ماه و در پی دو سکتهی پياپی مغزی و قلبی، کارگاه شعر معيار (در مجله معيار) تعطيل میشود. صالحی پس از ده
ماه بستری بودن، دوباره زندگی را آغاز میکند.
در سال ۱۳۷۹ صالحی مجددا کارگاه شعر
دنيای سخن (در مجله و دفتر دنيای سخن) را راهاندازی میکند که اين وهله با استقبال پرشوری مواجه میشود. اين کارگاه شعر از
حيث حقوقی زير نظر ناشر معتبری است و هنوز نيز در حال فعاليت است.
گفتنی است که
تنی چند از شاعرانی که کار جدی خود را در کارگاههای شعر صالحی آغاز کردند، تا هماکنون
برندهی چند جايزهی معتبر در رشتهی شعر شدهاند. از جمله: علی آموختهنژاد، مهری رحمانی، محمد آشور، علی اخوان، خانم فريسآبادی و
زيبا کاوهای.
تازهها
آثار سيد علی
صالحی در شعر تا امروز به چاپ پنجم هم رسيده و برخی از اشعار او به زبانهای انگليسی،
ايتاليايی، آلمانی، فرانسه، سوئدی، ارمنی، عربی، ترکی و کردی نيز ترجمه شدهاند.
گفتنی است که
بزودی زندگینامهی صالحی با عنوان "فرستادهی شفانويسِ اردیبهشت" - بخش
کودکی، نوجوانی و جوانی تا مقطع ۱۳۶۰ - از سوی "انتشارات ابتکار نو" منتشر خواهد
شد.
تازهترين
دفتر شعر او به نام "سمفونی سپيدهدم" در بهار ۱۳۸۶ منتشر شده است.
فکر انسان پیوسته در معرض خطا
و لغزش است و ممکن است در مسیر تفکر و استدلال و استنتاج که پایه فلسفه و همه علوم بر این اعمال ذهنی آدمی است، به اشتباه
بیفتد.
پس انسان، برای کشف حقیقت و مصون ماندن از
خطای درتفکر، نیازمند و محتاج به یک سلسله اصول و قواعد عام و فراگیر است که
او را در همه جا راهنمایی کند و مانع از گمراهی وی در تفکر گردد.
مجموع این اصول و قواعد، منطق (logic) نام دارد .
منطق به معنی قانون صحیح فکر
کردن است و راه و روش صحیح فکر کردن و درست اندیشیدن و نتیجه گیری کردن را می
آموزد.
میپرسم هوا ابری است یا آفتابی؟ پاسخ میدهد نیمهابری.
میپرسم آیا
همه آنچه که دیروز به من گفتی، راست بود؟ پاسخ میدهد بیشتر آن حقیقت داشت. ما در زندگی روزمره بارها
از منطق فازی استفاده میکنیم.
واقعیت این است که دنیای صفر
و یک، دنیایی انتزاعی و خیالی است. به ندرت پیش میآید موضوعی صددرصد درست یا صددرصد
نادرست باشد؛ زیرا در دنیای واقعی در بسیاری از مواقع، همهچیز منظم و مرتب سرجایش
نیست.
تئوری مجموعههای فازی و منطق
فازی را اولین بار پرفسور لطفیزاده در رسالهای به نام مجموعههای فازی - اطلاعات و کنترل در سال 1965 معرفی نمود. از
نخستین روز تولد اندیشه فازی، بیش از چهل سال میگذرد. در این مدت نظریه فازی، چارچوب فکری و علمی
جدیدی را در محافل آکادمیک و مهندسی معرفی نموده و دیدگاه دانشمندان را
نسبت به کمّ و کیف دنیای اطراف ما تغییر داده است. منطق فازی جهانبینی
بدیع و واقعگرایانهای است که به اصلاح شالوده منطق علمی و ذهنی بشر کمک
شایانی کردهاست.
کاربردهای منطق فازی
منطق فازی کاربردهای متعددی
دارد. سادهترین نمونه یک سیستم کنترل دما یا ترموستات است که بر اساس قوانین فازی کار
میکند. سالهاست که از منطق فازی برای کنترل دمای آب یا میزان کدرشدن
آبی که لباسها در آن شسته شدهاند در ساختمان اغلب ماشینهای لباسشویی استفاده
میشود.
امروزه ماشینهای ظرفشویی و
بسیاری از دیگر لوازم خانگی نیز از این تکنیک استفاده میکنند. منطق فازی در صنعت
خودروسازی نیز کاربردهای فروانی دارد. مثلاً سیستم ترمز و ABS در برخی از خودروها از منطق فازی استفاده
میکند. یکی از
معروفترین نمونههای بهکارگیری منطق فازی در سیستمهای ترابری جهان، شبکه
مونوریل (قطار تک ریل) توکیو در ژاپن است. سایر سیستمهای حرکتی و جابهجایی بار، مثل آسانسورها نیز
از منطق فازی استفاده میکنند
سیستمهای تهویه هوا نیز به
وفور منطق فازی را بهکار میگیرند. از منطق فازی در سیستمهای پردازش تصویر نیز
استفاده میشود. یک نمونه از این نوع کاربردها را میتوانید در سیستمهای تشخیص لبه و
مرز اجسام و تصاویر مشاهده کنید که در روباتیک نیز کاربردهایی دارد.
به طور کلی خیلی از مواقع در ساختمان سیستمهای تشخیص الگوها
(Pattern Recognition) مثل
سیستمهای تشخیص گفتار و پردازش تصویر از منطق فازی استفاده میشود
منطق فازی و هوش مصنوعی
جالبترین کاربرد منطق فازی،
تفسیری است که این علم از ساختار تصمیمگیریهای موجودات هوشمند، و در راس
آنها، هوش انسانی، به دست میدهد.

شاید یکی از جالبترین
کاربردهای منطق فازی هوش مصنوعی در بازیهای رایانهای و جلوههای ویژه سینمایی باشد. فیلم
ارباب حلقهها را بخاطر بیاورید.شاید اگر بگوییم ارباب حلقهها فیلمی تقریبا
مجازی است، سخنی به گزاف نگفته باشیم. بیشتر قسمتهای این فیلم اساسا درون
کامپیوتر خلق شدهاند و واقعیت خارجی ندارند.کارگردان فیلم نزد یک
متخصص جلوههای ویژه رفت و از او خواست که نرمافزاری بسازد که بتواند 70
هزار سوار کار زرهپوش در حال حرکت را همچنان که به کشتار و خونریزی
مشغولند، شبیه سازی کند.
در این برنامه متخصصان کامپیوتر
و انیمیشن ابتدا موجوداتی را به صورت الگو ایجاد کرده بودند و سپس به کمک منطق فازی
مصداقهایی تصادفی از این موجودات خیالی پدیدآورده بودند که حرکات تصادفی - اما
از پیش تعریف شدهای - در
اعضای بدن خود داشتند.
این موجودات در حقیقت دارای
نوعی هوش مصنوعی بودند و میتوانستند برای نحوه حرکت دادن اعضای بدن خود تصمیم بگیرند.
در عین حال تمام موجوداتی که در یک لشکر به سویی میتاختند یا با دشمنی
میجنگیدند، از جهت حرکت یکسانی برخودار بودند و به سوی یک هدف مشخص حمله
میکردند.
این ساختار کاملاً پیچیده و
هوشمند به فیلمسازان اجازه داده بود که این موجودات افسانهای را در دنیای مجازی
کامپیوتر به حال خود رها کنند تا به سوی دشمنان حمله کنند و این همه بیتردید
بدون بهرهگیری از منطق فازی امکانپذیر نبود.
شرکت Massive Software که به دلیل بهکارگیری منطق فازی برای ایجاد هوشمصنوعی
در طراحی لشکریان فیلم ارباب حلقهها برنده جایزه اسکار شد، بعداً این تکنیک را در فیلمهای دیگری
همچون I.Robot و
King Kong نیز بهکار برد.
استفاده از منطق فازی برای
هوشمندکردن موجودات نرمافزاری تنها گونهای از کاربردهای این نظریه در هوشمصنوعی است.
منطق فازی در هوشمند ساختن روباتهای سختافزاری نیز کاربردهای زیادی دارد.
نخستین دستگاه فازی کنترل
فرآیندهای صنعتی، در اوایل دهه 1970 میلادی، توسط دکتر ابراهیم ممدانی استاد ایرانی
تبار داشنگاه کوین مری لندن ساخته شد.
پیشرفتهایی که از زمام تا
کنون در زمینه خودکار سازی صنایع و دانش هوش مصنوعی انجام شده است، تا حد زیادی مرهون اندیشه
نوین دکتر عسکرزاده و ابداعات دکتر ممدانی بوده است.
در سال 1980 میلادی، شرکت
دانمارکی اسمیت تنظیم کننده ای خودکار برای کوره های سیمان، به بازار عرضه کرد. این
تنظیم کننده با یک ریزپردازنده فازی کار می کرد. هم اکنون شمار زیادی از
کوره های سیمان در اروپا از این وسیله استفاده می کنند.
کوره سیمان محفظه ای است به
ارتفاع 100 متر که حرکت دورانی دارد. درون کوره، سنگ آهک و گل رس در دمایی بین 1000 تا 1400
درجه سانتیگراد تشکیل واکنش می دهند و "کلینکر" تولید می
کنند. واکنشهای شیمیایی درون کوره بسیار پیچیده اند و اندازه گیری کمیت
مواد داخل آن بسیار دشوار است. اما یک متصدی (اپراتور) ماهر با استفاده از سی یا چهل
قاعده سر انگشتی تجربی بخوبی از عهده نظارت کوره بر می آید.
تنظیم کننده اسمیت، قواعد سر
انگشتی را در قالب دستورات فازی می پذیرد. بدین ترتیب، کاربر می تواند حتی
بدون آشنایی با برنامه نویسی رایانه، مشخصات کوره های مختلف را به آن
بدهد. نخست متغیرهای لغوی بالا، پایین، کافی، متوسط و نظایر آنها توسط
منحنی هایی تعریف میشوند. آنگاه قواعد سر انگشتی ممکن است بدین صورت باشد: در
صورت بالا بودن مقدار اکسیژن، و پایین بودن مقدار آهک، از میزان سوخت ورودی به قدر کافی کاسته شود.
در عمل، میزان کارآیی هر قاعده با بررسی میزان برقراری شرایط مختلف آن، تعیین
می شود. آنگاه میانگین متوازن نتیجه اعمال تمامی قاعده ها، عمل نهایی
را مشخص می کند.
ممکن است بگویید که قواعد
سرانگشتی را می توان به صورت جز به جز در برنامه های رایانه ای وارد کرد و در قبال
هر حالت، عملی را برای رایانه مشخص نمود. اما مشکل اینجاست که ایجاد چنین
برنمامه ای بسیار دشوارتر از برنامه مبتنی بر منطق فازی است و حافظه
عظیمی را اشغال می کند. به همین دلیل، پیاده سازی آن برای کوره های متفاوت،
عملا ناممکن است. نظر خواهی از استفاده کنندگان تنظیم کننده اسمیت حاکی از
افزایش کیفیت محصول و صرفه جویی در سوخت مصرفی بود.
در دو دهه اخیر در آمریکا، انگلستان،
فراانسه و ژاپن، بسیاری از دانشمندان، منطق فازی را در حل مسائل گوناگون مهندسی
به کار گرفته اند. اما جالب است بدانید که ژاپنی ها همواره در این عرصه پیشتاز بوده اند. قطار
زیرزمینی "سندای" نخستین قظاری است که بهطور خودکار و بر اساس منطق فازی هدایت می
شود. ایمنی، راحتی، توقف دقیقی و مصرف حداقل انرژی در طراحی انجام شده
نشان می دهند که این دستگاه بهتر از انسان از عهده هدایت قطار بر می آید.
یکیاز نخستین دستگاههای فازی،
دستگاه تهویه مطبوع تولید کارخانه میتسوبیشی ژاپن بود.
همان طور که می دانید،
ماشینهای سنتی غیر فازی تنها در دو حالت روشن و خاموش کار می کنند. مثلا دستگاههای تهویه
مطبوع وقتی هوای اتاق بسیار گرم می شود روشن و هنگامی که بسیار سرد می شود، خاموش
می شوند. اما تهویه مطبوع فازی با سرد شدن تدریجی هوای اتاق، تدریجا کندتر
و با گرم شدن تدریجی آن، بتدریج تندتر کار می کند. بررسیها نشان می
دهند که این امر علاوه بر تامین مطبوعترین دمای ممکن، در مصرف انرژی
نیز حداقل بیست در صد صرفه جویی می کند.
ماشینهای لباسشویی و ظرفشویی
فازی که اخیرا متداول شده اند، آبی را که لباسها یا ظروف کثیف در آن قرار دارند
آزمایش می کنند و بر حسب میزان آلودگی آن، درجه و زمان شستشو را مشخص می
کنند.
کاربرد منطق فازی در حل مسائل
هوش مصنوعی در حال گسترش است. البته باید توجه داشت که مسائل بسیاری دارند که
حل آنها جز با انجام محاسبات دقیق ریاضی و پردازش حجم زیادی از داده ها
ممکن نیست. چنین به نظر می رسد که تلفیق منطق دو ارزشی و منطق فازی، بتواند
توان عملیاتی رایانه ها را به میزان چشمگیری افزایش دهد.
منبع: اینترنت+ماهنامه علم و تکنولوژی
تعریف :
"
اگر بیش از یک ر اه برای انجام کاری انجام کاری وجود داشته باشد و یکی از
آنها به فاجعه منجر شود ، شخص از همان راه استفاده خواهد کرد."
این جمله قانون اصلی مورفی ست که به طور خلاصه این طور هم بیان شده است : هر چیزی که امکان خراب شدنش وجود دارد ،خراب می شود .
عبارت
اخیر میان هکرها هم از محبوبیت خاصی برخوردار است . این شبه قانون
بدبینانه که به قانون فینگر هم مشهور است برداشتی ست از اصل دوم
ترمودینامیک که می گوید : بی نظمی در جهان رو به افزایش است .
مترادف مورفی :
قانون دیگری هم وجود دارد موسوم به قانون ساد که معمولا مترادف قانون مورفی تلقی
می شود .قوانین مورفی را آمریکایی ها به کار می برند در حالی که ساد بین
انگلیسی ها محبوب تر است. البته در بحث های تخصصی بسیاری اصول ساد را وسیع
تر از مورفی می دانند و معتقدند قوانین ساد بیشتر بر مسئله بخت و اقبال
تاکید دارد . قوانین ساد میگویند بخت خوب یا بد برقامت شخص دوخته شده :
* از دست دادن شنوایی برای همه نا گوار است اما این اتفاق دقیقا برای آهنگساز مشهوری چون بتهوون رخ می دهد .
* به شهری دیگر مهاجرت می کنی انگار فقط به این دلیل که آنجا با یک همشهری آشنا شوی و با او ازدواج کنی .
با این حال، خود کلمه (ساد) با توجه به معانی غیر اخلاقی که داشت منفور بود و مردم مورفی را جای آن به کار بردند.
قانون مورفی در سال 1949 و در پایگاه نیروی هوایی ادواردز شکل گرفت . نام قانون هم از نام کاپیتان ادوارد ای . مورفی گرفته شده است . مورفی مهندس هوا فضا بود که آن زمان در پروژه ای منسوب به ام ایکس 981 کار می کرد .هدف این پروژه تعین
مقاومت انسان در برابر سقوط ناگهانی بود . در یکی از سخت ترین آزمایشهای
پروزه تکنسینی تمام سیمها را برعکس وصل کرد و درنتیجه آزمایش بی نتیجه
ماند.ادوارد مورفی درباره این تکنسین گفت : " اگر یک راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشد ،همان یک راه را پیدا میکند." و قانون مورفی همانجا شکل گرفت.
باتوجه به منشاء مکانیکی اش در ابتدا فقط در فرهنگ فنی مهندسین رواج یافت و سپس به فرهنگ عامه راه پیدا کرد .
چیزهای بیشتری در باره منشاء قانون مورفی :
در
روایت دیگری قانون نه توسط مهندس مورفی بلکه توسط شخص دیگری به همین نام
ساخته شده است .اما آیا کسی می تواند قانونی را خلق کند ؟ به هر حال این
قوانین توسط این مورفی ،آن مورفی یا خلاصه مورفی نامی، کشف شده اند.
آقای مهندس مورفی چطور مرد ؟
یک شب در بزرگراهی پرترافیک گاز
اتومبیل آقای مورفی تمام شد. کنارجاده منتظر تاکسی شد تا خود را به
ایستگاه گاز برساند .در حالی که لباس سفید به تن داشت اتومبیل یک توریست
انگلیسی که داشت برخلاف جهت، در بزرگراه شلوغ حرکت می کرد او را زیر گرفت.
بزرگراه
اسیر ترافیک بود .آقای مورفی سفید پوشیده بود و از مسیر صحیح حرکت اتومبیل
ها انتظار حادثه ای نمی رفت.با این حال توریست انگلیسی" همان یک راه "را
پیدا کرد!
تقصیر ایرلندی هاست
اغلب انگلیسی ها فکر می کنند قانون مورفی یک جور جوک ایرلندی ست.البته مورفی نامی ایرلندی ست و صد البته ایرلندی
ها سوژه همیشگی جوک های ایرلندی اند.بسیاری از انگلیسی ها تصور می کنند
قانون مورفی به این معناست که سر هر اتفاق بدی باید ایرلندی ها را سرزنش
کرد چون آنها یاسهل انگارند یا احمق ،و یا هر دو.به هر حال اسطوره نژاد
پرستانه انگلیسی همچین چیزی می گوید.
قوانین مورفی :
- نان کره مالیده شده از روی کره ای اش به روی فرش سقوط می کند ؛هر چه فرش گران تر باشد این احتمال هم بیشتر می شود .
-اگر در توده یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی ،چیز مورد نظر حتماٌ در ته قرار دارد .
- روزی که چترت را فراموش کنی باران می بارد .
- هیچ کاری آنطور که به نظر می رسد ساده نیست .
- وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در آن هستی دیرتر راه می افتد .
-هر کاری بیش آنچه فکرش ر امی کنی یا دو برابر آنچه باید وقت می برد مگر اینکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت می گیرد .
-هر چیزی که بتواند خراب شود خراب می شود آن هم در بدترین زمان ممکن .
-اگر فاجعه های مختلفی امکان وقوع داشته باشند ،آنچه بیشترین آسیب را در بر خواهد داشت رخ خواهد داد .
-اگر چیزها را به کار خود رها کنی ، از بد به بدتر پیش خواهند رفت .
-اگر جایی توقف کنی آدرسی از کسی بپرسی و آنها بگویند " ممکن نیست پیدایش کنی " مطمئن باش هرگز پیدایش نخواهی کرد .
-اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.
- اگر شلوارت را بدون نگاه کردن بپوشی حتماٌ چپه می پوشی .
- در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه پنجاه باشد ، احتمال غلط انجام دادن آن نود در صد است .
- وسایل نقلیه اعم از اتوبوس ، قطار ، هواپیما و.. همیشه دیرتر از موعد حرکت می کنند مگر آنکه شما دیر برسید ؛ در این صورت درست سر وقت رفته اند.
- اگر به نظر می رسد همه چیزها خوب پیش می روند حتماً چیزی را از قلم انداخته ای .
-احتمال بد پیش رفتن کارها نسبت مستقیمی با اهمیت آنها دارد.
-هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری آماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی .
فلسفه مورفی : لبخند بزن ...فردا روز بدتری است .
قانون ترمودینامیک مورفی :مسائل تحت فشار بدتر می شوند.
بازبینی کمی قانون مورفی :همه چیزها یکباره خراب می شوند .
قوانین استنباط شده از قانون مورفی :
قوانین جاذبه مورفی:
- شی ء در حال سقوط همیشه جایی فرود می آید که بیشترین ضربه را بزند .
- جسم نشکن همیشه روی سطحی می افتد که آنقدر سخت باشد که بتواند جسم را بشکند یا ترکی در آن ایجاد کند .
- قطره رنگ همیشه سوراخی در روزنامه پیدا می کند تا بر فرش زیر آن بچکد ( و تا زمانی که خشک نشده، دیده هم نمی شود )
- اشیاء قیمتی اگر سقوط کنند به مکانهای غیر قابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خرد کن ( آن هم در حالی که روشن است ) می افتند.
قوانین عاشقانه مورفی :
- همه خوب ها تصاحب شده اند .
- اگر تصاحب نشده باشند حتماً دلیلی دارد.
- هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد ،فاصله اش از تو بیشتر خواهد بود
-ذهن× زیبایی× در دسترس بودن = عددی ثابت (که این عدد ثابت همیشه صفر است )
- میزان عشق دیگرا ن نسبت به تو نسبت عکس دارد با میزان علاقه تو به آنها .
-چیزهایی که یک زن را بیش از هر چیز به مردی جذب میکند همانهایی اند که چند سال بعدبیشترین تنفر را از آنها خواهد داشت .
قوانین اتوبوسی مورفی:
- اگر تو دیرت شده اتوبوس هم دیر می آید .
- اگر زود برسی اتوبوس دیر می آید ،اگردیر برسی اتوبوس زود رسیده است .
- اگر بلیط نداشته باشی پول خورد هم نداری، وقتی پول خورد داری که بلیط هم داری .
- هر چه بیشتر از راننده بپرسی که کدام ایستگاه باید پیاده شوی احتمال این که درست راهنمایی ات کند کمتر خواهد شد.
- مدت زیادی منتظر اتوبوس می مانی و خبری نیست پس سیگاری روشن می کنی . به محض روشن شدن سیگار، اتوبوس می رسد. (به عبارت ساده اگر سیگار را روشن کنی اتوبوس می رسد )
-اگربرای زودتر رسیدن اتوبوس سیگار را روشن کنی اتوبوس دیرتر می آید.
قوانین مادرانه مورفی :
- داستان همیشه دو رو دارد، رویی که واقعاً اتفاق افتاده و شیوه ای که مادر به خاطر دارد .
- هیچ وقت به مادرتان نگویید کاری برای انجام دادن ندارید . او همیشه برایتان کاری پیدا خواهد کرد .
- مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند ؛ البته بعد از اینکه کار را به سختی انجام داده باشید .
- موفقیت ها به وسیله مادرتان حاصل شده اند ، شکست ها تقصیر خودتان است - هر چقدر مادر بیشتر بردن چتر را به شما توصیه کرده باشد احتمال بارش بیشتر است .
- نصیحت مادرانه ای که با بی توجهی از کنار آن رد شده اید مهم ترین توصیه زندگی تان بوده است .
- هر چقدر بیشتر سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید او بیشتر به وب کم شبیه می شود .
قوانین درسی مورفی :
- دانش آموزان جدید از مدرسه هایی می آیند که در آنها هیچ چیز یاد نمی دهند.
- 80 % امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی ست که در آن غایب بوده ای .
- وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهمترین شان نا خوانا ترینشان است.
قوانین گرافیکی مورفی :
- اگرسه طرح را به مشتری ات نشان بدهی طرحی را انتخاب می کند که انتخاب آخر توست.
- اگر دو طرح را نشان بدهی خواهان طرح سوم است . اگر طرح سومی ارائه کنی یکی از دو طرح اول را انتخاب می کند .
-دیسک مشتری در سیستم تو خوانده نمی شود .
- اگر برای خواندن آن نرم افزار پیچیده ای روی سیستمت نصب کنی آخرین باری خواهد بود که چنین دیسکی به دستت می رسد .
|

يه پادشاهي بود که يه دختر خوشگل داشت اما اين شاهزاده خوشگل قصه ما ازدواج نمي کرد ولي براي ازدواج کردنش يه شرطي گذاشت که هرکي
يه دروغ بزرگ بگه. اگه دروغش خيلي خوب و شاخ دار بود باهاش ازدواج مي کنم اما اگه نه گردنش بايد زده بشه. چون اين دختر پادشاه خيلي خوشگل بود و در ضمن پدرش هم خيلي پولدار ، اين
خبر خيلي سريع پخش شد و کلي مردم براي گفتن بزرگترين دروغ اومدن قصر اين پادشاه. اما هيچ کدوم از
دروغهاشون مورد قبول دختر پادشاه قرار نگرفت و گردنشون زده مي شد. يه روز يه مرد کچل که لباسهاي پاره تنش بود مياد به قصر شاه و ميگه ميخوام دختر شاه رو ببينم! اما راهش نمي دن اونم دادو فرياد را مياندازه و بالاخره صداش به گوش دختره مي
رسه و دختر شاه هم ميگه که راهش بديد.وقتي
ميره تو کچله ميگه ميخوام يه دروغ شاخدار بگم. دختره شاه بهش ميگه مي دوني اگه نتوني دروغ بزگ و شاخداري بگي گردنت زده
ميشه؟ کچل هم که همه چيز رو مي دونسته قبول ميکنه و شروع ميکنه به گفتن دروغ: ميگه
ما دو نفر بوديم و دو تا تفنگ داشتيم يکي خراب بود و اون يکي گلوله نداشت با اوني
که گلوله نداشت شليک کرديم و دو تا اردک شکار کرديم اردک اولي نيمه جون بود و دومي
جون نداشت دوتا هم ديگ داشتيم يکي شکسته بود و اون يکي ته نداشت. اردکي رو که جون
نداشت انداختيم تو ديگي که ته نداشت و تو ش آبگوشت
درست کرديم چند تا کاسه داشتيم يکيشون شکسته بود و يکيشون ته نداشت آبگوشت رو تو
کاسه اي که ته نداشت ريختم و خوردم تا ته کاسه که رسيد يه تخم هندونه پيدا کردم .
تخم هندونه سبز شد و بزرگ و بزر تر شد تا اينکه يه باغ درست شد و تو اين باغ يه
هندونه بزرگ در اومد خواستم ببرمش، با چاغو و شمشير امتحان کردم اما نشد ببرمش. با
يه تيغ کوچولوي شکسته امتحان کردم و تو نستم هندونه رو قاچ کنم. داشتم هندونه رو
قاچ مي کردم که يدفه دستم رفت تو هندونه و يدفه همه بدنم رفت تو هندونه همينطوري
که گيج بودم يه مردي اومدو گفت کچل داري چيکار مي کني؟ گفتم دارم دنبال تيغ
کوچولوم ميگردم. يدفه يه سيلي محکم بهم زد و گفت
من گله گاو و گوسفندام و تو هندونه گم کردم اونوقت تو تو هندونه دنبال تيغ مي گردي؟
دختر پادشاه که خيلي تعجب کرده بود گفت کافيه آخه ميشه دروغم به اين بزرگي؟ کچل هم
گفت مگه شرط شما اين نبود؟ دختر پادشاه هم گفت چرا، و اينطوري شد که اون
دوتا با هم عروسي کردن.
منبع داستانهاي آنلاين اينترنت.